محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

46

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

آب به جنگ و نبرد پرداختند . عامر بن ظرب عدوانى « 1 » در جنگى كه با سعد العشير داشته ، طى ابيات زير ، به خويشاوندى آنها و بزرگى مَعَدّ و احترامى كه نزد آنها دارد و بستگى وى به عوف ، اشاره مىكند : أبونا مالك والصلب زيد * مَعَدّ ابنه خير البنينا أتاهم من ذوي شمران « 2 » آت * فظلّت حولها أمد السنينا فيا عوف بن بيت بالعوف * و هل عوف لتصبح موعدينا فلا تعصوا مَعَدّاً إنّ فيها * بلاد اللَّه والبيت الكمينا سعدالعشيره كه در اين خبر از مِذْحَج است و از اين جهت به وى « سعدالعشيره » گفته‌اند كه او سيصد فرزند و نوه و نتيجه داشته است . و وقتى از وى مىپرسيدند كه اينان كيستند ، براى اين كه او را چشم نزنند مىگفت : بستگان و عشيرهء من هستند . حازمى پس از ذكر اين مطلب مىگويد : مذحجى منسوب به مِذْحَج است و نامش مالك بن أدد بن يزيد بن يشجب بن كريب بن يزيد بن كهلان است و از اين رو اين نام را به خود گرفته است كه در روى پشته‌اى سرخ‌فام در يمن كه به آن مِذْحج مىگفتند ، به دنيا آمد . در ميان بنىاسماعيل ، ازجمله كسانى كه داراى ارج و منزلت والايى بودند ، مَعَدّ « 3 » بن عدنان بود . زبير بن به كار ، در روايتى كه از وى به ما رسيده ، مىگويد : از ابراهيم بن منذر ، از عبدالعزيز بن عمران نقل شده كه گفت : ابوالقاسم بن نشيط ، از حجاج بن ارطاة ، از عطاء بن ابىرباح از ابن‌عباس برايم چنين نقل كرد : هنگامى كه بُخْت نَصَّر به اهل حصور و عرمانا

--> ( 1 ) . از حكماى مشهور جاهل كه از بزرگان قوم خود به‌شمار مىرفت . و جزو ريش‌سفيدان و خطيبان وخردمندان جاهليت بود . ( 2 ) . مكانى است در يمن . ( 3 ) . او جدّ اعلاى پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و پدر تمامى اعراب بشمار مىرود و گفته‌اند كه او به حجاز و مكّه اهميت‌بسزايى مىداد و امنيت در اين سرزمين را برقرار ساخت و در برخى روايات در شمار پيامبران آمده است .